برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
سخت ترین روزها روزایین که هیچ پناهی نداری هیچ ۴ریادرسی نداری...
دعات انگار نمیرسه بالا،
احساس میکنی مظلوم واقع شدی
احساس میکنی این همه ظلمی که بهت میشه حقت نیست
وقتی مقایسه میکنی خودتو با بقیه بد تر میشکن، بغض میکنی، میشکنی، فرو میدی همه غصه های عالم رو که توی دلت نشسته و اون دل شکسته مجبوره همشو تو خودش نگه داره غم بکشه و آه و چاره هم نداره
چقدر من و دلم به هم شبیهیم.
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
حس پرنده ای که هنوز پرواز یادنگرفته و اما بازیگوشی کرده و از لانه دور افتاده.نه لانه ای، نه مادری و نه دانه ای
اما خدا هست...
همون که گفت اگر میدونستیم چقدر دوستمون داره از شوق میمردیم.همون که پناه بی کساست و فریادرس مظلومان.همون که آفرید و پرورید.همون که از رگ گردن به مانزدیکتر است.
خدایا دوستت دارم...
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
تو هوای ابری من هستی، وقتی به فکر تو ام دلم حسابی می بارد. با تو به چتر نیاری نیست. دلم چمن مرطوب می خواهد.با یک بارس تو پاییزم بهار می شود...
۶
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی
این امید واهی حافظ مرا بیچاره کرد
آه ...
برچسب:
نویسنده: مهراد شجاعی